بيانيه تهران

بالاخره پس از كش و قوسهاي فراوان، ايران با تبادل سوخت در تركيه موافقت كرد. اين خبر كه ساعاتي پيش در خبرگزاريها منتشر شد، حداقل باعث خواهد شد تاثير رواني مثبتي (گرچه فقط چند روز) بر روي بازار داشته باشد. احتمالا فردا شاهد هجوم نقدينگي بسوي بازار خواهيم بود و نيز احتمالا شاهد كم شدن صفوف فروش و جمع آوري آنها خواهيم بود (بخصوص خصدرا و فاذر). اگر هم بازارهاي جهاني ياري دهند، بازاري مثبت و تثبيت شده خواهيم داشت. منتظر ميمانيم....

امروز و فرداي بورس

بازار يك شنبه شاهد رخدادهاي زير بود:

  • حجم كم معاملات بدليل تعطيلي برخي مراكز در شنبه و يكشنبه و نيز تعطيلي سراسري دوشنبه
  • اخبار مربوط به اجلاس سران ۱۵ ونيز حاشيه ها و اخبار سفر رئيس جمهور برزيل و تركيه به ايران
  • سقوط ادامه دار بازارهاي جهاني
  • موضوع طرح تحول اقتصادي و ...
  • افزايش تعرفه واردات خودرو به ۹۰٪
  • پرداخت سود اخابر به سهامداران

بازار در حاليكه خصدرا، فاذر و فاراك را با صف فروش سنگين ميديد و در غياب اخابر، ليدري نداشت بجز گروه خودرويي و بخصوص ورنا و خساپا كه هدايت بازار را بعهده داشتند.

  • خصدرا: همچنان با صف فروش سنگين همراه است و تحول خاصي در آن رخ نميدهد. با توجه به اينكه حجم مبنا نيز تكميل نميشود، بازي آن قابل پيش بيني نيست. پيش بسوي افزايش صف و گره معاملاتي و يا جمع آوري ناگهاني و بستن براي تعديل و يا... بهر حال همچنان كه بارها و بارها تذكر داده شده بود، سهامداران بايد بشدت مراقب اين سهم باشند كه ناگهان گرفتار صف نشوند.

 

  • فاذر: صف فروش سنگين خصدرا موجب تشكيل صف فروش اين نماد نيز شده است ولي از لحاظ بنيادي اين سهم جاي نگراني ندارد و كام سهامداران خود را شيرين خواهد نمود. خروج از صف فروش پيشنهاد ميگردد.

 

  • فاراك: بمنظور تعديل بسته شد. بايد منتظر ماند و تعديل مثبت يا منفي آن را شاهد بود.

 

  • حفاري و رمپنا: جو منفي نمادهاي بالا موجب كاهش قيمت و معامله منفي اين دو نما است. بدون شك در قيمتهاي فعلي اين دو نماد بسيار ارزنده بود و خريد پلكاني آنها توصيه ميشود.

 

  • البرز: همچنان حول و حوش ۶۵۰ در حال نوسان است. در قيمتهاي فعلي كم ريسك و مناسب است. با ايجاد جو مثبت بازار، بسوي ۷۰۰ و سپس ۸۰۰ حركت خواهد نمود.

 

  • تكشا:  به مقاومت خود برخورد كرده است. رفتار آن را مدنظر داشته باشيد.

 

  • شمواد:  شايعات مثبتي پيرامون اين سهم وجود دارد و همين امر و نيز كاهش قيمتي اخير آن، موجب اقبال به اين سهم شده است.

 

  • غگرجي: در قيمتهاي پايين تر فروشنده اي ندارد و همين امر و نيز جو مثبت گروه صنايع غذايي، رشد آن را محتمل مينمايد.

 

  • كچاد: خبر برگزاري مجمع ساليانه و نيز مجمع افزايش سرمايه كه در تاريخ ۱۰/۳/۸۹ برگزار خواهد گرديد و نيز اينكه اكثر كارشناسان شركت در مجمع افزايش سرمايه را مناسب ارزيابي ميكنند موجب اقبال به اين سهم خواهد شد. ورود به آن با ديد مجمع بسيار مناسب ارزيابي ميگردد.

 

  • كگل: راهي بجز دنباله روي از كچاد نخواهد داشت.

 

  • خساپا: برخي كارشناسان هدف فعلي قيمتي آن را ۲۴۰ ميدانند ولي به عقيده من، اصلاح قيمتي را در شرايط فعلي انجام خواهد داد.

 

  • خبهمن: با ديد مجمع مناسب است ولي قيمتهاي فعلي براي آن تند است. ورود پس از اصلاح قيمتي پيشنهاد ميگردد. 

 

  • رتكو:  همچنان در قيمتهاي فعلي كم ريسك بنظر ميرسد.

 

  • ورنا:  صف خريد سنگين آن و نيز افرادي كه در انتهاي اين صف قرار دارند با توجه به قيمت فعلي سهم، براي من قابل توجيه نيست.

 

  • ونيكي: پس از خارج نمودن سهامدارن خسته و با توجه به ناو بالاي خود و پورتفوي مناسب و ديگر شرايط، سود مناسبي نصيب سهامداران خود خواهد نمود.

 

  • ولساپا:  نشان داد كه سهمي پر قدرت با بنيادي قوي است كه سهامداران معتقد و پروپامحكمي دارد. درود بر اين سهم قوي و سلام بر مجمع آن.

امروز من

اضافه كردن شمواد

خريد يك پله غگرجي

يادآوري

امروز بي اختيار ياد تصويري افتادم كه در آبان ماه سال ۸۸ بر روي وبلاگ قرار دادم. شما چيزي از آن به ياد داريد؟:::

سهمي كه انتظار زيادي بابتش كشيدم ولي اعتقاد عجيبي به آن دارم. وضعيت بنيادي مناسب، افزايش سرمايه ۶۰۰٪ كه در مرحله اول ۲۰۰٪ است و اخيرا هم اطلاعيه اي مبني بر تقسيم سود حداكثري سال ۸۸ و انباشته. اينها همه دلايل اقبال اخير به اين سهم است. حپترو

يادتان نرفته كه امروز ...

آري امروز روز بزرگداشت اوست. مردي كه:

بسی رنج برد در آن سال سی / عجم زنده کـرد بدان پــــارسی

دوستان ....

چند نكته از بازار امروز:

  • حپترو رو ببينيد. بالاخره حركت كرد. صبر ما در حال نتيجه دادن است.
  • به فكر فروش كگل، كچاد و ومعادن نباشيد
  • رمپنا ارزنده است
  • بنا به درخواست دوستان و عليرغم اينكه خريدم هنوز كامل نشده است ولي سهمي كه ديروز اعلام كردم چيزي نيست بجز شمواد

 

خداي من!!!!!

گفتم: خدای من، دقایقی بود در زندگانیم که هوس می کردم سر سنگینم را که پر از دغدغه ی دیروز بود و هراس فردا، بر شانه های صبورت بگذارم، آرام برایت بگویم و بگریم، در آن لحظات شانه های تو کجا بود؟
گفت: عزیزتر از هر چه هست، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگی، که در تمام لحظات بودنت برمن تکیه کرده بودی، من آنی خود را از تو دریغ نکرده ام که تو اینگونه هستی، من همچون عاشقی که به معشوق خویش می نگرد، با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم.

گفتم: پس چرا راضی شدی من برای آن همه دلتنگی، اینگونه زار بگریم؟

گفت: عزیزتر از هر چه هست، اشک تنها قطره ای است که قبل از آنکه فرود آید عروج می کند، اشکهایت به من رسید و من یکی یکی بر زنگارهای روحت ریختم تا باز هم از جنس نور باشی و از حوالی آسمان، چرا که تنها اینگونه می شود تا همیشه شاد بود.

گفتم: آخر آن چه سنگ بزرگی بود که بر سر راهم گذاشته بودی؟
گفت: بارها صدایت کردم، آرام گفتم از این راه نرو که به جایی نمی رسی، تو هرگز گوش نکردی و آن سنگ بزرگ فریاد بلند من بود که عزیزتر از هر چه هست از این راه نرو که به ناکجاآباد هم نخواهی رسید.

گفتم: پس چرا آن همه درد در دلم انباشتی؟
گفت: روزیت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی، پناهت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی، بارها گل برایت فرستادم، کلامی نگفتی، می خواستم برایم بگویی و حرف بزنی. آخر تو بنده ی من بودی چاره ای نبود جز نزول درد که تنها اینگونه شد تو صدایم کردی.

گفتم: پس چرا همان بار اول که صدایت کردم درد را از دلم نراندی؟
گفت: اول بار که گفتی خدا آن چنان به شوق آمدم که حیفم آمد بار دگر خدای تو را نشنوم، تو باز گفتی خدا و من مشتاق تر برای شنیدن خدایی دیگر، من می دانستم تو بعد از علاج درد بر خدا گفتن اصرار نمی کنی وگرنه همان بار اول شفایت می دادم.

گفتم: مهربانترین خدا، دوست دارمت ...
گفت: عزیزتر از هر چه هست من دوست تر دارمت ...

امروز من

فروش فولاد با ۱۸٪ سود

در حال ورود به ... ( به محض تكميل خريد اعلام خواهد شد)

امروز من

خروج از كروي با ۲۱٪ سود (عليرغم ارزندگي، عبور از قيمتهاي فعلي نيازمند حمايت جدي است)

اضافه كردن كچاد در منفي كامل

ورود به رمپنا در مثبت كامل

امروز و فرداي بورس

بازار امروز كه از ابتداي وقت، جو منفي بر آن حاكم بود در انتظار جمع آوري صفوف پيمانكاريها بود كه پس از حفاري، ساير نمادها در واپسين لحظات بازار با حمع آوري صفوف فروش مواجه شدند و رمپنا و خصدرا با صف خريد براي فردا بكار خود پايان دادند ولي فاراك و فاذر نتوانستند از شر صفوف خود خلاصي يابند و بايد منتظر فردا ماند تا ببينيم كدام گروه پيروز ميدان خواهند بود.

از وقايع مهم بازار امروز، اقبال به گروه خودرويي و بانكي بود. در گروه خودرويي، خساپا فرصت خوبي براي خريد ايجاد نمود كه متاسفانه باز هم از آن جا مانديم و منتظر فرصت بعدي ميمانيم. در گروه بانكي، توزيع سود ۳۰ توماني در مجمع اخابر، موجب اقبال و تشكيل صف خريد بروي وسينا شد كه ادامه آن و سنگينتر شدن صف خريد آن براي فردا محتمل است.

تكشا همچنان در فاز اصلاحي خود قرار دارد. ولساپا فرصت بسيار مناسبي براي خريد داشت كه خريد در فردا هم توجيه پذير است. ومعادن هم شرايط خوبي را پشت سر گذاشت. در عين ارزندگي ومعادن، ورود به آن در شرايط فعلي همراه با ريسك است. چكارن همچنان بدون عرضه و با صف خريد ناچيز مواجه است. گروه دارويي هم با اقبال بازار مواجه است و اخيرا اتفاقي كه درخصوص دلقما رخ ميدهد، رنج كشيدن و تشكيل صف خريد براي آن در واپسين دقايق بازار است. فرآور عليرغم منفي بودن بازار و كاهش زياد عايدي، اجازه افت زياد پيدا نكرد و خوب حمايت شد. همانند كروي، فسرب هم با محدوديت دامنه نوسان بازگشايي شد (البته با قانون حراج جديد كه البته معامله گران ميتوانستند قيمتهاي بالاتري را ببينند كه اينگونه نشد). اين امر موجب تشكيا صف خريد بر روي كروي و فسرب شده است. البته محدوديت دامنه نوسان بر روي كروي قابل توجيه نبود. سغرب هم پس از كاهش چندين باره قيمت، در قيمتهاي ارزنده اي قرار گرفته است.

امروز و فرداي بورس

بازار چهارشنبه بيشتر معطوف صدرا و ساير نمادهاي پيمانكاري بود و با بيشتر شدن شدت عرضه بر روي اين نمادها، شاهد منفي شدن ساير نمادهاي ليدر و مطرح بازار بوديم. درخصوص شرايط سياسي خبر منفي خاصي وجود ندارد ولي متاسفانه بازارهاي جهاني با كاهش شديد و افت بسيار محسوس مواجه شده اند كه همين امر موجب خواهد شد، براي شنبه بازار منفي داشته باشيم. البته عقيده شخصي بنده اين است كه اين امر زياد طول نخواهد كشيد. و اما:

آسيا: احتمالا در روز شنبه شاهد متعادل شدن آن خواهيم بود. در نتيجه براي كوتاه مدت، شناسايي سود پيشنهاد ميگردد.

البرز: در حال حاضر، ۷۰۰-۷۲۰ مقاومت مهمي براي آن است ولي ۸۰۰ براي آن دور از دسترس نخواهد بود. نگهداري آن توصيه ميشود.

تكشا: در حال اصلاح قيمت. اين سهم از لحاظ بنيادي حرفي براي گفتن ندارد ولي نوسانگيران، براي ورود، ۲۲۰ را مدنظر قرار داشته باشند.

حفاري: همچنان نگهداري آن براي بلندمدت بشدت توصيه ميشود ولي ميتوان در مقاطعي از نوسانات آن هم سود گرفت.

ختوقا: معاملات اخير نشاندهنده رشد آن است ولي درصورت ادامه روند منفي بازار، شاهد متعادل و منفي شدن آن در روز شنبه خواهيم بود.

خساپا: همچنان در حال اصلاح قيمت است و به قيمتهاي مناسب ورود در حال نزديك شدن است. با ديد مجمع در قيمتهاي فعلي گزينه خوبي خواهد بود.

خصدرا: با صف فروش ۵ميليوني شنبه كه صفي ناچيز براي آن است مواجه هستيم. درخصوص اين سهم شايعات زيادي مبني بر تعديل مثبت عايدي مطرح است ولي بشخصه به شايعات زياد توجهي نداشته و با توجه به سابقه سهم، در قيمتهاي فعلي به آن وارد نمي شوم گرچه ممكن است رشد قيمتي عجيبي داشته باشد.

دلقما: همانطور كه اشاره شد اين سهم قيمتهاي بالاتري را درسر ميپروراند و از گزينه كم ريسك است. داشتن برخي سهام محكم دارويي منجمله: دسبحا، دجابر و دلقما و دكوثر در سبد سهام پيشنهاد ميشود. (ورود در قيمت مناسب)

رمپنا: يكي از مطمئن ترين نمادهاي بازار است و براي بلندمدت بشدت توصيه ميشود. خريد در روند منفي توصيه اكيد است. خبرهاي خوب زيادي براي اين سهم در بازار است.

شسم: سهمي با بنيادي بسيار ضعيف كه مشمول اصل ۱۴۱ است ولي جالب آنكه از ۱۹۰ در تاريخ ۷/۱/۸۹ بصورت كاملا يكطرفه و بدون هيچ اصلاح قيمتي به عدد فعلي رسيده است. دوستاني كه اين سهم را دارند بشدت مراقب باشند تا گرفتار نشوند البته شايعات ضعيفي درخصوص تعديل مثبت عايدي آن نيز وجود دارد.

فباهنر: سهمي كه بارها گفته شد فعلا حرفي براي گفتن ندارد و معامله گران بايد بشدت مراقب روند معاملات گمراه كننده آن باشند. صف فروش فعلي آن دليلي بر اين مدعي است.

كروي: بازگشايي آن با محدوده نوسان كه تعجب همگان را برانگيخت موجب تشكيل صف خريد سنگين بر روي آن شده است. سهامداران آن روزهاي آتي را لذت خواهند برد.

كگل و كچاد: جو منفي بازار و نيز كاهش قيمتهاي جهاني موجب ايجاد صف فروش ناچيز اين نمادها شده است. ولي افزايش سرمايه آتي اين دو نماد، قيمتهاي فعلي را براي ورود جذاب نموده است.

ومعادن: در قيمتهاي فعلي جذاب بوده بخصوص كه با افزايش احتمالي سرمايه مواجه خواهد شد.

ولساپا: خريد در حداكثر منفي براي شنبه توصيه ميشود.

ونيكي: قيمتهاي فعلي بسيار جذاب ميباشد ولي متاسفانه فعلا بازار به آن توجه خاصي ندارد. بايد منتظر بود.

پاسا: نگهداري بلند مدت

برادر

 برادر

يكي از دوستانم به نام پل يك دستگاه اتومبيل سواري به عنوان عيدي ازبرادرش دريافت كرده بود. شب عيد هنگامي كه پل از اداره اش بيرون آمدمتوجه پسر بچه شيطاني شد كه دور و بر ماشين نو و براقش قدم مي زد و آن را تحسين مي كرد. پل نزديك ماشين كه رسيد پسر پرسيد: " اين ماشين مال شماست، آقا؟"
پل سرش را به علامت تائيد تكان داد و گفت: برادرم به عنوان عيدي به من داده است". پسر متعجب شد و گفت: "منظورتان اين است كه برادرتان اين ماشين را همين جوري، بدون اين كه ديناري بابت آن پرداخت كنيد، به شما داده است؟ آخ جون، اي كاش..." البته پل كاملاً واقف بود كه پسر چه آرزويي مي خواهدبكند. او مي خواست آرزو كند. كه اي كاش او هم يك همچو برادري داشت. اما
آنچه كه پسر گفت سرتا پاي وجود پل را به لرزه درآورد:" اي كاش من هم يك همچو برادري بودم."پل مات و مبهوت به پسر نگاه كرد و سپس با يك انگيزه آني گفت: "دوست داري با هم تو ماشين يه گشتي بزنيم؟""اوه بله، دوست دارم."تازه راه افتاده بودند كه پسر به طرف پل بر گشت و با چشماني كه از خوشحالي برق مي زد، گفت: "آقا، مي شه خواهش كنم كه بري به طرف خونه ما؟"پل لبخند زد. او خوب
فهميد كه پسر چه مي خواهد بگويد. او مي خواست به همسايگانش نشان دهد كه توي چه ماشين بزرگ و شيكي به خانه برگشته است. اما پل باز در اشتباه بود.. پسر گفت: " بي زحمت اونجايي كه دو تا پله داره، نگهداريد."
پسر از پله ها بالا دويد. چيزي نگذشت كه پل صداي برگشتن او را شنيد، امااو ديگر تند و تيـز بر نمي گشت. او برادر كوچك فلج و زمين گير خود را برپشت حمل كرده بود. سپس او را روي پله پائيني نشاند و به طرف ماشين اشاره كرد :" اوناهاش، جيمي، مي بيني؟ درست همون طوريه كه طبقه بالا برات تعريف كردم. برادرش عيدي بهش داده و او ديناري بابت آن پرداخت نكرده. يه روزيمن هم يه همچو ماشيني به تو هديه خواهم داد ... اونوقت مي توني براي خودت بگردي و چيزهاي قشنگ ويترين مغازه هاي شب عيد رو، همان طوري كه هميشه
برات شرح مي دم، ببيني." پل در حالي كه اشكهاي گوشه چشمش را پاك مي كرد از ماشين پياده شد و
پسربچه را در صندلي جلوئي ماشين نشاند. برادر بزرگتر، با چشماني براق و درخشان، كنار او نشست و سه تائي رهسپار گردشي فراموش ناشدني شدند.

تجربه و سختي

پــروانه و پیــله


مردی شاخه ای را که یك پیله پروانه در آن انتظار تولد را می کشید، پیدا كرد و با خود به خانه برد

یك روز سوراخ كوچكی در پیله پروانه ظاهر گشت
او نشست و ساعتهای متمادی به تلاش غریزی بدن پروانه گرداگرد آن روزنه کوچک را تماشا کرد

به نظر می رسید که تولد پروانه خارج از تواناییش میباشد و با كوشش و تقلای فراوان تنها توانست قسمتی از بدن خود را از آن سوراخ كوچك بیرون بكشد
پس از مدتی اینگونه تصور می شد كه آن پروانه هیچ حركتی نمی كند و دیگر نمی تواند ادامه دهد و انگار هرگونه حرکتی متوقف شد ...

بنابراین مرد تصمیم گرفت کاری کند تا شاید به پروانه کمکی کرده باشد !
او یك قیچی برداشت و با دقت بسیار شروع به بریدن بقایای پیله کرد
بعد از این كار پروانه به راحتی از سوراخ پیله ای که توسط مرد بزرگتر شده بود بیرون آمد

اما چیزهایی عجیب بود!
پروانه بدنی متورم اما کوچک با دوبال چروکیده و ناتوان داشت
مرد همچنان منتظر ماند و با نگرانی پروانه را تماشا میکرد
او انتظار داشت بالهای پروانه بزرگ و پهن شود تا بتواند این بدن چاق را در پرواز تحمل كند
اما هرگز چنین اتفاقی نیفتاد !

زیرا؛ در حقیقت پروانه مابقی عمر خود را به خزیدن به اطراف با بالهای چروكیده و تن ورم كرده گذراند و از آنجا که از تجدید قوا برای دوره زندگیش ناتوان بود هرگز قادر به پرواز نبود !
آنچه این مرد با مهربانی و شتاب خود انجام داد سبب این اتفاق بود.

سوراخ كوچكی كه در پیله وجود داشت حكمت خداوند متعال بود و تنیدن پیله و تلاش پروانه برای خلاصی از آن روشی است که طبیعت برای جاری ساختن مایع موجود در بدن پروانه به بالهایش در نظر گرفته است تا بدینوسیله پروانه بتواند زمانی که از پیله خلاصی یافت، به پرواز در آید.

و جالبتر اینکه خدا محدودیت را برای پیله و تلاش برای خروج را برای پروانه بوجود آورده است.
بدینصورت كه در زمان خروج از پیله مایع خاصی از بدنش به شریان های ظریف بالهایش ترشح می شود و او را قادر به پرواز می كند ...


بعضی اوقات تلاش و كوشش و تحمل مقداری سختی در مقابله با مشکلات زندگی دقیقا همان چیزی است که ما به آن نیاز داریم.
اگر خداوند این قدرت را به ما می داد كه براحتی و بدون هیچ مانعی به اهداف خود برسیم و بدون هیچ ستیز و تقلایی آرزوهایمان را تحقق بخشیم شاید چنین توانایی و اراده ای كه اكنون داریم نداشتیم.
اگر عبور از جریان زندگی بدون مواجه شدن با موانع مختلف صورت می گرفت، ما بی تحرک و ضعیف می ماندیم و پرواز را که همانا دستیابی به اهداف متعالی انسانیت است را هرگز تجربه نمی کردیم ...


تجربه!
تجربه چیزیست که بسادگی بدست نمی آید، مگر درست بعد از زمانی که به آن محتاجی!

امروز و فرداي بورس

آسيا: همچنان معتقد به افزايش قيمت آن هستيم ولي به نقطه خروج از آن در حال نزديك شدن هستيم.

آكنتور: زمزمه هايي از تعديل منفي آن به گوش ميخورد و همين امر موجب وجود منفي بر روي آن شده است. ورود به آن توصيه نميشود.

البرز: امروز با اقبال بازار و صف خريد موجه شد. در حال حاضر صعود تا ۷۰۰ براي آن پيش بيني ميشود.

تكشا: از لحاظ بنيادي نقطه مثبتي در آن ديده نميشود. براي كسانيكه قدرت ريسك كمي دارند، شناسايي سود و خروج از آن پيشنهاد ميشود. روند منفي براي آن متصور است.

ثشاهد: سهمي بسيار كم ريسك و مطمئن براي سرمايه گذاري بلندمدت در قيمتهاي فعلي.

حفاري: سهمي مطمئن كه هنوز جاي رشد دارد ولي براي نوسانگيران، شناسايي سود پيشنهاد ميشود.

ختوقا: بالاخره با اقبال بازار مواجه شد و احتمالا چند درصدي مثبت را نشانه خواهد گرفت.

خساپا و خزاميا: همچنان در روند اصلاحي خود قرار دارند. برنامه ريزي براي ورود پس از اصلاح و با ديد مجمع توصيه ميشود.

خصدرا: عليرغم پيش بيني ها مبني بر عرضه سنگين امروز، عرضه زيادي نداشت، روند رو به رشد آن پيش بيني شده و ورود به آن توصيه ميشود.

تا فرصتي ديگر....

امروز من

فروش حفاري با ۸٪ سود

ورود يك پله به كچاد

آرامش

پادشاهی جایزه بزرگی برای هنرمندی گذاشت که بتواند به بهترین شکل ، آرامش را تصویر کند.

نقاشان بسیاری آثار خود را به قصر فرستادند. آن تابلو ها ، تصاویری بودند از جنگل به  هنگام غروب ، رودهای آرام ، کودکانی که در خاک می دویدند ،  رنگین کمان در آسمان ، و قطرات شبنم بر گلبرگ گل سرخ.

پادشاه تمام تابلو ها را بررسی کرد ، اما سرانجام فقط دو اثررا انتخاب کرد. اولی ، تصویر دریاچهء آرامی بود که  کوههای عظیم و آسمان آبی را در خود منعکس کرده بود. در جای جایش می شد ابرهای کوچک و سفید را دید ،  و اگر دقیق نگاه می کردند ، در گوشه چپ دریاچه ، خانه کوچکی قرار داشت ، پنجره اش باز بود ، دود از دودکش  آن بر می خواست ، که نشان می داد شام گرم و نرمی  آماده است.تصویر دوم هم کوهها را نمایش می داد .  اما کوهها ناهموار بود ، قله ها تیز و دندانه ای بود. آسمان بالای کوهها بطور بیرحمانه ای تاریک بود ،  و ابرها آبستن آذرخش ، تگرگ و باران سیل آسا بود. این تابلو هیچ با تابلو های دیگری که برای مسابقه فرستاده بودند ، هماهنگی نداشت. اما وقتی آدم با دقت به تابلو نگاه می کرد ، در بریدگی صخره ای شوم ، جوجه پرنده ای را می دید . آنجا ، در میان غرش وحشیانه طوفان ، جوجه گنجشکی ، آرام نشسته بود. پادشاه درباریان را جمع کرد و اعلام کرد که برنده جایزه بهترین تصویر آرامش ، تابلو دوم است.

بعد توضیح داد :
" آرامش آن چیزی نیست که در مکانی بی سر و صدا ، بی مشکل ،بی کار سخت یافت می شود ،  چیزی است که می گذارد در میان شرایط سخت ،  آرامش در قلب ما حفظ شود.این تنها معنای حقیقی آرامش است."

خريد پله دوم كگل

فروش تكشا در حداكثر مثبت با ۱۰٪ سود

يك درخواست خريد در حداكثر مثبت و ۲درخواست هم در حداكثر منفي داشتم كه هيچكدوم بهمون نرسيد

فروش كاذر با ۳٪ ضرر (ديروز)

اضافه كردن پاسا

ساعت 11 صبح روزهاي يكشنبه مراقب باشيد

ساعت 11 صبح روزهای یکشنبه !
 چند وقتی بود در بخش مراقبت های ویژه یک بیمارستان معروف، بیماران یک تخت بخصوص در حدود ساعت 11 صبح روزهای یکشنبه جان می سپردند و این موضوع ربطی به نوع بیماری و شدت وضعف مرض آنان نداشت
.
این مسئله باعث شگفتی پزشکان آن بخش شده بود به طوری که بعضی آن را با مسائل ماورای طبیعی و بعضی دیگر با خرافات و ارواح و اجنه و موارد دیگر در ارتباط می دانستند
.
کسی قادر به حل این مسئله نبود که چرا بیمار آن تخت درست در ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه می میرد
. به همین دلیل گروهی از پزشکان متخصص بین المللی برای بررسی موضوع تشکیل جلسه دادند و پس از ساعت ها بحث و تبادل نظر بالاخره تصمیم بر این شد که در اولین یکشنبه ماه ، چند دقیقه قبل از ساعت ۱۱ در محل مذکور برای مشاهده این پدیده عجیب و غریب حاضر شوند.
در محل و ساعت موعود ، بعضی صلیب کوچکی در دست گرفته و در حال دعا بودند، بعضی دوربین فیلمبرداری با خود آورده و
...
دو دقیقه به ساعت ۱۱ مانده بود که « پوکی جانسون ‌» نظافتچی پاره وقت روزهای یکشنبه وارد اتاق شد
. دوشاخه برق دستگاه حفظ حیات ( Life support system ) را از پریز برق درآورد و دوشاخه جاروبرقی خود را به پریز زد و مشغول کار شد!

امروز من

ورود به حفاري

امروز من

خريد پاسا

خروج از وصنا